پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد

حلقه زلف تو از بند نجاتم ندهد!

جانب کوی تو خواهم که کنم پروازی

شهپر بال رسایی به قناتم ندهد

وه که اموال جمالت به نصاب است کنون

لعل جان‌بخش تو یک بوسه زکاتم ندهد!

من به اغیار تو هر لحظه به جنگ و جدلم

لیک ترسم که خلاصی ز جهاتم ندهد

شکر یادت کنم امروز که اقبال مرا

به حریم حرمت گر درجاتم ندهد

دل به زلف تو گرو دادم و بخت بد من

در غم عشق تو جز صبر و ثباتم ندهد

من که در مهره سوداش فتادم طغرل

ترسم از کشتی آن رخ که به ماتم ندهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  2. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  3. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  4. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  5. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
  6. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  7. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  8. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.