پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید

ز شام غم سیه روزم شب تار اینچنین باید!

نمی‌باشد به غیر یأس دیگر دستگیر من

به نکبت‌خانه دنیا مددگار اینچنین باید!

نداند کفر زلفش هیچ آیین مسلمانی

به کیش اهرمن البته زنار اینچنین باید!

ز دست ناکسی همسنگ پای مور گردیدم

به میزان محبت وزن و مقدار اینچنین باید!

متاع هر دو عالم نقد محنت را نمی‌ارزد

قماش جنس غم را نرخ بازار اینچنین باید!

ادیب طفل اشک عاشقان باشد سرشک من

بلی در سلک جوهر در شهوار اینچنین باید!

پر پروانه باشد روغن شمع وفا امشب

به عرض مدعا سامان اظهار اینچنین باید!

عرق گل می‌کند از جوهر عکس رخش هر دم

به حیرت خانه آیینه معمار اینچنین باید!

هزارش آفرین طغرل برین یک مصرع بیدل

ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  2. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  3. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  4. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
  5. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  6. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  7. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  8. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.