پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

بود آن روز که چشمم به رخت باز شود

زنگ غم‌های دلم آیینه‌پرداز شود؟!

قدحی از می میخانه چشمت نوشم

پرده شرم به مضراب جنون ساز شود

از بساط رخ تو نرد تماشا ببرم

کشت این دانه به مات از همه ممتاز شود

چه کنم چاره که با گرد وصالت نرسد

اسپ بختم که ز فرزین شده در تاز شود

بیضاسا دل و دین باخته در مهره غم

فیل اقبال من ای کاش که شهباز شود!

ای خوش آن روز که این طغرل بی بال و پرم

جانب کوی تو یک بار به پرواز شود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  2. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  3. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  4. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  5. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  6. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  7. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  8. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.