پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلام

سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود

ز یمن مقدم تو خوان من مزار شود

یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگ

ز خاک من به رهت نرگس انتظار شود

دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن

که صحن باغ پر از غل غل هزار شود

سمن که زلف تو را دید سر فرود آرد

گل از طراوت رخساره تو خوار شود

لبت که وقت تکلم حیات می‌بخشد

مسیح از لب لعل تو شرمسار شود

امیر کشور حسنی و نیست مانندت

هر آن که روی تو را دید بی‌قرار شود

منم که حلقه به گوش توام نمی‌پرسی

چه می‌شود که تو را طغرل اعتبار شود؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  2. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  3. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  4. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  5. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  6. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  7. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  8. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.