پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجان

عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند

قیمت لعل لبت سودای گوهر بشکند

با قد شمشاد سوی باغ گر آری گذر

زانفعال قامتت شاخ صنوبر بشکند

در ره عشقت شدم خاک و ولی ترسم از آن

کز غبار من تو را نعل تکاور بشکند

الحذر از فتنه یأجوج چشم ساحرت

آخر این خیل بلا سد سکندر بشکند!

لعل خود گر واکنی چون غنچه هنگام سخن

از تبسم‌های لعلت نرخ شکر بشکند

حیرت آیینه از عکس رخ زیبای توست

از عرق هردم به روی خویش جوهر بشکند

مد ابروی تو در تاراج دل ماند به آنک

ذوالفقار مرتضی دیوار خیبر بشکند

یک شبی سرمست صهبای وصال خویش کن

گر شکستی این سخن دل هم برابر بشکند

دارم اندر دل هوای عشقت ای نازآفرین

این خمار من کی از هر جام و ساغر بشکند؟!

چون روم سویت ولی از سنگ‌باران رقیب

تا حریم وصل تو صدجا مرا سر بشکند!

انگبینت طعنه سازد با شراب سلسبیل

نرگس بی‌باک مستت قدر ابحر بشکند

نام تو تا بر سر هر بیت طغرل تاج شد

از خجالت افسر فغفور و قیصر بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جانرنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  2. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  3. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  4. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.