پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جان

غنچه را لعل لبت دلخون کند

سرو را نخل قدت واژون کند

لهجه لعل تو از خاک عدم

مرده صدساله را بیرون کند

آنچه سودای تو با من می‌کند

کی غم لیلیش با مجنون کند؟!

مرهم وصل تو دردم را دواست

لیک هجرانت غمم افزون کند

چشمت ار ماروت بیند بعد ازین

ترک تعلیم فن افسون کند

اشکم از هجر تو چون دریا شود

رفته‌رفته طعنه جیحون کند

نام تو روشن شود هرکس که او

فهم رمز طغرل محزون کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  7. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  8. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.