پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجان

ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند

غنچه از خندیدن لعل تو دلتنگی کند

حسن یوسف را اگر پروین برای امتحان

با ترازو برکشد کی با تو همسنگی کند؟!

مانی چین گر ببیند چین ابروی تو را

در تتبع‌خانه چین نقش ارژنگی کند

در طریق مدح تو در ساحت دشت ورق

رایض کلک من از پا افتد و لنگی کند

جامه‌ای با قامتت گر از سخن دوزم ولی

صد قبای ناز اندر قامتت تنگی کند!

ای گل باغ لطافت از کدامین گلبنی؟!

هرکه رخسار تو بیند بلبل‌آهنگی کند!

نسبت خورشید با روی تو باشد همچنین

آن تصورها که افیون بر سر بنگی کند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  6. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  7. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  8. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.