پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند

صورت بهزاد فکر من نه مانی می‌کند

وضع میزان خیالم را مپرس از نازکی

سایه مویی به یاد آید گرانی می‌کند!

عقده‌های مشکل رمز و کنایات مرا

فهمد آن دانا که حل بوالمعانی می‌کند

در سریر موشکافی شاهم از فکر رسا

در دیار نظم طبعم حکمرانی می‌کند

اختر طالع به اوج دانشم دنباله زد

ملک معنی را دلم صاحبقرانی می‌کند

هرکه شد در بحر اشعارم نخستین ناخدا

زورق از فهم بلند خویش ثانی می‌کند

مهره نرد بساط بیت موزون مرا

هرکسی با قدر دانش دانه‌رانی می‌کند

در شکار صید معنی‌های وحشت‌رام من

گه خدنگ از غمزه که ابرو کمانی می‌کند؟!

طغرل‌آسا روز و شب در اوج مضمون‌های بکر

طائر رمز نکاتم پرفشانی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  2. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  3. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  4. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  5. شمارهٔ ۱۵۲بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  6. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  7. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  8. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.