پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود

مشتری را محمل سودا جرس آواز بود

مردم از حسرت که زاستغنا نمی‌گوید سخن

یاد ایامی که لعل او مسیح اعجاز بود!

قامتش در بوستان حسن دیدم جلوه‌گر

در میان نونهالان چمن ممتاز بود

از صبا تا مژده پیغام دیدارش رسید

چشم امیدم به راه انتظارش باز بود

منشی صبح ازل زد قرعه فال مرا

عاقبت مرغ دلم در چنگ این شهباز بود

دانه خالش بسان کهربا دل می‌کشد

افعی زلف کج او سخت افسون‌ساز بود

داشت چشم ساحرش در ملک دین یغماگری

تا کمان ابرویش را غمزه تیرانداز بود

از جدایی همچو نی انجام عمرم ناله شد

لاله‌‌سان داغ دلم از حسرت آغاز بود

در ازل صید معانی بال تیهو را کشاد

طغرل ما از پیش آن روز در پرواز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  2. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  3. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  4. شمارهٔ ۱۵۲بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  5. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  6. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  7. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  8. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.