پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود

صبح عشرت سربلند و شام غم پامال بود

داشتم از زلف او سرمایه عیش ابد

تا سواد خط او بر روی دولت خال بود

دیده آیینه بر رویش گشودند در ازل

عرض جوهر در زبان صورت او لال بود

می‌زدم هر لحظه من دستی به دامان دعا

چون الف قدم به یاد ابروی او دال بود

خاطر ما کی کند امروز یاد جام جم

بس که جام عشرت ما دوش مالامال بود!

نیست جز سودای او در چارسوی اعتبار

مشتری گویا نشان مهره این فال بود

چون نگاه اندر هوای عشق او پر می‌زدم

آشیان مرغ رنگم از شکست بال بود

بس که سنجیدم به صبح شادمانی شام غم

کوه در میزان هجرش وزن یک مثقال بود

حبذا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

ماضی و مستقبل این بزم حیرت حال بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  2. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  3. شمارهٔ ۱۵۲بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  4. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  5. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  6. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  7. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  8. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.