پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود

شهد مضمون حدیث دلکشت در کام بود!

دم به دم ساعت به ساعت از نوید نامه‌ات

طرف گلزار خیال من بهار ایام بود

از کلامت «واصبر واتفسیر» می‌کردم مدام

اضطراب مرغ دل در حقله آرام بود

می‌کشیدم صید عشرت را به قلاب خطت

پیچ و تاب موج مکتوبت کمند دام بود

نکهت رمز سواد نامه از انشای تو

در دماغ خشک‌مغزان روغن بادام بود!

داشتم سامان مستی از کشاد معنی‌ات

مطلع مهر نشانم از در و از بام بود!

طغرل از مضمون استغناش اکنون پخته است

باغبان گلشن لطفش همانا خام بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  2. شمارهٔ ۱۵۲بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  3. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  4. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  5. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  6. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  7. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  8. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.