پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند

چون کبوتر در رواق کعبه مستی می‌‌کند

از بلندی کی رسم در ذروه آن آستان

طالع اقبال سستم سخت پستی می‌کند!

سرمه دارد آرزو چشم از غبار مقدمش

خاک پایش را جبینم پیشدستی می‌کند

هیچ کس در عشق لیلی نیست اینجا استوار

کی چو مجنون دیگری دعوای هستی می‌کند؟!

عجز باشد در طلب شمع دلیل مدعا

صد درست از مومیا یک دل شکستی می‌کند

فکر موزونم کنون طغرل در اقلیم سخن

حکم دیوان وزارت چون مهستی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  2. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  3. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  4. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  5. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  6. شمارهٔ ۱۵۲بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  7. شمارهٔ ۱۵۳تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  8. شمارهٔ ۱۵۴زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.