پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

یار به من باز جفا می‌کند

ترک مدارا و وفا می‌کند

می‌زندم گرچه به تیر نگه

رحمت و بی‌رحمی نما می‌کند

می‌کشدم هر نفسی چند بار

شکر که این ظلم مرا می‌کند!

چشم من افتد به رخش در نماز

دست به رو بهر دعا می‌کند

جانب مسجد گذرم از قضا

همچو نمازم که ادا می‌‌کند

گرچه دل از زخم جفایش پر است

لعل لبش باز دوا می‌کند

خواهم اگر بوسه کنم نقش پاش

از پس خود شور به پا می‌کند

پرده‌ساز غم او از فراق

نغمه «عشاق » نوا می‌کند

طغرل روحم به حریم درش

دم به دم از شوق هوا می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  5. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  6. شمارهٔ ۱۴۹یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  7. شمارهٔ ۱۵۰صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  8. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلامسرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.