پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جان

رنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند

از دهان غنچه لعلت خنده را دور افکند

حلقه زلف تو را رضوان اگر بیند به خواب

طوق قمری سازد و در گردن حور افکند

یوسف مصر از حدیث خوبی‌ات یابد خبر

از خجالت خویش را در چاه دیجور افکند

مهر رویت گر دم از صبح بناگوشت زند

فطرت خورشید را در طبع کافور افکند

جان دمد در قالب آیینه عکس عارضت

محو حیرت سازد و لیک از خرد دور افکند

ای که شوقت سر کشد از دستگاه دار و گیر

آتش بی‌طاقتی در قلب منصور افکند

نغمه زیر و بم عشقت رسد در گوش ساز

شوق آهنگ جنون از تار تنبور افکند

گر رسد در گوش اسرافیل غوغای درت

فهم محشر سازد و از دست خود صور افکند

شربت وصلت اگر در کام مخموری رسد

نشئه جام شراب از چشم مخمور افکند

رحم کن با طغرل محزون که ز آیین کرم

سایه دولت سلیمان بر سر مور افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  2. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  8. شمارهٔ ۱۴۸هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.