پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جان

باده عشق تو در هر دل اگر جوش کند

اگرش آب حیات است کجا نوش کند؟!

آرزومند وصال تو اگر هوشناک است

به یکی قطره می وصل تو بیهوش کند

سر خود گرچه بر افلاک نو ساید

حلقه داغ غلامی تو در گوش کند

طوطی هند شکرخایی لعلت بیند

از خجالت سخن خویش فراموش کند

چشم آهوی تو آهو به ختن می‌گیرد

بلکه آهو به سیه‌چشمی آهوش کند

از قضا خط برات اجل آرد هرکس

چون دو پیکر ز کمربند تو آغوش کند

نخل شمشاد خرام قد او را بیند

بی‌ابا سجده محراب دو ابروش کند

خم شود قامت او چون قد طغرل عمری

هرکسی بار غم عشق تو بر دوش کند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  2. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  3. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۵دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۴۶پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۴۷تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.