پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجان

به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد

هلال ابرویت در چشم من عید صیام آمد

قیام قامتت بر ما نمود آشوب دوران را

به باغ حسن تا سرو بلندت در خرام آمد

ازآن روزی که حسنت از تجلی پرتوافکن شد

به طور قرب موسی زان سبب از نی کلام آمد

جمال عالم‌آرای تو زد یک جلوه در عالم

پی تعظیم حسنت یوسف مصری غلام آمد

الم در سینه بی‌حد دارم احوالم نمی‌پرسی

مرا جای شکر صد حنظل فرقت به کام آمد

ندارم صبر و طاقت لیک آرامم شود حاصل

اگر هندوی خال او مرا با رام رام آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
  2. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جانمهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۱۳۲شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
  4. شمارهٔ ۱۳۳ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
  5. شمارهٔ ۱۳۴از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
  6. شمارهٔ ۱۳۵هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
  7. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریمعشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  8. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.