پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند

شکر الطافش مرا بر تن سر از هر مو زند

تاب لعل میْ‌پرستش قیمت از گوهر برد

نسخ بازار شکر را او ز گفتگو زند

مردم چشمش مرا از شش جهت تسخیر کرد

تیر مژگانش دلم را هردم از هرسو زند

نکهت زلفش هزاران دل اسیر خود نمود

وه ازآن حالت که دل در حلقه گیسو زند!

بهر تعظیم قدش طوبی سراسر گشته خم

سرو و شمشاد صنوبر بر زمین زانو زند

همچو دزدان با نگاه خود ندارد دوستی

آشنایی سرمه را در نرگس جادو زند!

ماه با رخسار او طغرل چه دعوا آورد؟!

پرتو مهر جمالش با فلک پهلو زند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریمعشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  2. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  3. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جانباده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
  4. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جانرنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  5. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  6. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  7. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.