پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند

راه راحت همه از جام الستم دادند

کاروانان قضا و قدر از هشیاری

چون حنا بسته مرا بر کف مستم دادند

هرکجا باشم اگر بی‌اثر داغ نیم

شعله شوقم و بر خاک نشستم دادند

به سفالی نرسد ساز درست‌آیینم

چینی‌ام گرچه ز فغفور شکستم دادند

بود تحقیق عدم صورت امکان وجود

نیستی آیینه‌ای بود ز هستم دادند

صید مطلب نشود بسته قلاب هوس

ماهی بحر ادب گرچه به شستم دادند

خانه‌بر‌دوش خیالم به سخن همچو حباب

واژگونی همه از طالع پستم دادند

چه خوش است مصرع دریای معانی طغرل

وصل می‌خواستم آیینه به دستم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریمعشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  3. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  4. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جانباده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
  5. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جانرنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  6. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  7. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  8. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.