پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند

دانه امید را چون مهر یکسان ریختند

هرکه شد همچون صدف در سعی سامان عمل

عاقبت اندر دهانش آب نیسان ریختند

از وجود خویش دارم گرمی مهر عدم

شبنم ما را چسان در باغ امکان ریختند؟

مخزن گنج قناعت بس که بی‌ابرام بود

آبروی خویش آخر این گدایان ریختند!

بس که در باغ جهان الفت‌پرست شبنمیم

از سرشک ما به عالم موج طوفان ریختند

مزرع ما درخور جمعیت دل‌ها نبود

دانه سنبل به خاک ما پریشان ریختند

آبرو خواهی نشین در خلوت جیب ادب

آب گوهر را به دامن از گریبان ریختند

چون سراب از چشمه‌اش یک قطره‌ای ظاهر نشد

بر دل زاهد مگر آب از زمستان ریختند؟

گرچه در ملک سخن من طغرل احراری‌ام

لیک جام قسمتم از خاک توران ریختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
  2. شمارهٔ ۱۳۵هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
  3. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریمعشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  4. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  5. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جانباده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
  6. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جانرنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  7. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  8. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.