پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند

بسملش چون ماه نو بر چرخ پهلو می‌زند

دی به گلگشت چمن نخلش خرام آورد بار

قمری با یاد قدش امروز کوکو می‌زند

نرگس مست خدنگ‌انداز افسون‌ساز او

تیر آهو از ره وحشت به آهو می‌زند

سرو اگر در باغ بیند سرو آزاد تو را

یک قلم انگشت حیرت بر لب جو می‌زند

خاک پایت توتیای دیده هر کس نشد

دست حسرت از ندامت سخت بر رو می‌زند!

با دل صد چاک زیر نخل شمشادم کنون

شانه از مشاطه آن مه تا به گیسو می‌زند

پنجه دانش‌ربا بگشاده از اوج کمال

طغرل ما صید معنی را چو تیهو می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  2. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جانباده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
  3. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جانرنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  4. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جانغنچه را لعل لبت دلخون کند
  5. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجانارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  6. شمارهٔ ۱۴۲یار به من باز جفا می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۴۳غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۴۴عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.