پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

شبی در خاطرم زلف تو آمد

خیال نافه از یادم برآمد

کشا امروز ابواب تبسم

شب هجرانت ای ظالم سرآمد!

برآمد از دلم غم‌های عالم

غم عشق تو تا در دل درآمد

به رغم من زدی با غیر تیری

خدنگ بر نشان من نیامد

شود باغ از خزان تا حشر ایمن

اگر بر جانب گلشن خرامد

فتاد آوازه حسنت به عالم

ز تخت دلبری یوسف‌فر آمد

کشد بیرون گهرهای معانی

به هرجا چنگل طغرل درآمد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جانمهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  2. شمارهٔ ۱۳۲شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
  3. شمارهٔ ۱۳۳ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
  4. شمارهٔ ۱۳۴از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
  5. شمارهٔ ۱۳۵هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریمعشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  7. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجانعنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  8. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جانباده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.