پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد

چهره مینا عرق از شرم قل‌قل می‌کشد

از خدنگ ناز چشم شوخ او ایمن مباش

نشتر مژگان او خون از رگ گل می‌کشد

عمرها بهر وصال اندر بیابان غمش

کاروان شوق من بار توکل می‌کشد

از فریب دانه خال سیاهش کن حذر

مرغ دل را دام زلفش بی‌تحمل می‌کشد

ساز صوت و نغمه‌ای دارم که هرجا مطربیست

تار قانونم ز مد آه بلبل می‌کشد

نسخه آشفته جزو پریشان غمم

مانی و بهزاد تصویرم ز سنبل می‌کشد

در دماغ خشک بخت تیره واژون من

روغن بادام را از نبض کاکل می‌کشد

نرگس سحرآفرینش بهر تعلیم فسون

بی‌ابا هاروت را از چاه بابل می‌کشد

ناخن برهان طغرل چون به دور زلف او

خار تطبیق از کف پای تسلسل می‌کشد؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  2. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  3. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  4. شمارهٔ ۱۲۶ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
  5. شمارهٔ ۱۲۷تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
  6. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجانبه اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  7. شمارهٔ ۱۲۹شبی در خاطرم زلف تو آمد
  8. شمارهٔ ۱۳۰خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.