پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خان

ماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد

پیکرم سیماب، کارم آه، رنگم کاه شد

حسن او از عشق من بالید سر بالا کشید

دستم از شاخ وصالش سر به سر کوتاه شد

یاد آن رخسار گلگون می‌برد حالت ز من

هرکجا طرف گلستانم نشیمنگاه شد

از کمال شدت درد و الم‌های فراق

می‌ندانم صبحدم یا چاشت یا بیگاه شد؟!

لب‌شکر، دندان‌گهر، شیرین‌تکلمْ دلبران

دیده‌ام اما نه یک همچون توام دلخواه شد!

دامن وصلش چه امکان است چون آید به کف

من جلیس اهل فقرم او انیس شاه شد؟!

یاد چشم نیم‌مستش می‌رباید هوش من

هر سیه‌چشمی که منظورم گه و ناگاه شد

نه دماغ شکوه از معشوق دارم نه ز غیر

بس که در روز الستم این بلا همراه شد

خواسته منظومه‌ای انشا (کنم) از بهر دوست

دل پی نام دلارامش موشح‌خواه شد

از سر هر بیت من حرفی به هم آورد نیست

هر که دانست این عمل از اسم او آگاه شد

نیستم از ناسپاسان طریق عاشقی

نام او طغرای ابیاتم بحمدالله شد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
  2. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجانبه اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  3. شمارهٔ ۱۲۹شبی در خاطرم زلف تو آمد
  4. شمارهٔ ۱۳۰خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جانمهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۱۳۲شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
  7. شمارهٔ ۱۳۳ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
  8. شمارهٔ ۱۳۴از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.