پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد

یوسف از شرم جمال او به زیر چاه شد

جام می بی‌یاد لعل او نصیب من مباد

همدم بزمم اگر چندی که مهر و ماه شد!

تار گیسوی کمندش گشت دام مرغ دل

دانه خال سیاهش تا مرا دلخواه شد

کی امان یابد ز تیر ناوک دلسوز او

سینه آن کس که محنت‌سنج این درگاه شد؟!

از هلال ابرویش شرمنده گردد ماه نو

وز صفای عارضش خورشید رنگ کاه شد

باج خوبی را ز خوبان جهان گیرد رواست

بس که نام او به خوبی در همه افواه شد

در ازل کلک قضا تصویر رویش می‌کشید

بلبل روح من از بوی گلش آگاه شد

این معما حل کند هر کس بدو طغرل غلام

در بیابان توشح مطلبم همراه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجانبه اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  2. شمارهٔ ۱۲۹شبی در خاطرم زلف تو آمد
  3. شمارهٔ ۱۳۰خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جانمهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۳۲شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
  6. شمارهٔ ۱۳۳ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
  7. شمارهٔ ۱۳۴از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
  8. شمارهٔ ۱۳۵هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.