پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد

دست از دنیا و عقبی می‌کشد

از غمت هرکس که افتد بر زمین

مد آهش بر ثریا می‌کشد

بهر دعوا عارضت خورشید را

دم به دم پیش مسیحا می‌کشد

کاتب قدرت ز زلفت یک قلم

نسخه‌های خط طغرا می‌کشد

محو حیرت گشته مخموری‌ات

نشئه‌ای از موج صهبا می‌کشد

هرکه یاد طره او می‌کند

رشته‌ای ز اندیشه بر پا می‌کشد

شوق باشد مسند اقبال ما

شعله از پستی به بالا می‌کشد

نیست کم از در دریای عدن

گوهری از دل که دانا می‌کشد

حبذا طغرل که بیدل گفته است

خانه حیرت تماشا می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  2. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  3. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  4. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  5. شمارهٔ ۱۲۶ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
  6. شمارهٔ ۱۲۷تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
  7. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجانبه اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  8. شمارهٔ ۱۲۹شبی در خاطرم زلف تو آمد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.