پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد

ز مضمون براتش مور مهمان سلیمان شد

نگاه حیرت‌انگیزش بساط‌آراست شوخی را

رم چشم غزالان از خدنگ ناز مژگان شد

تماشای بهارستان رخسارش چسان سازم

که از عکس جمال او هزار آیینه حیران شد؟!

سخن می‌رفت در گلشن همانا دوش از زلفش

وگرنه از چه این دم خاطر سنبل پریشان شد؟!

بیا ای بانی قصر دل عشاق کز هجرت

ز سیلاب سرشک من بنای کعبه ویران شد!

وفا ای بی‌وفا هرگز نمی‌سازی به عهد خود

فراموشت ز خاطر گوییا آن عهد و پیمان شد؟!

ز گیسوی تو تا زنار بسته بر میان طغرل

بتا رحمی به حال او که دور از نقد ایمان شد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  2. شمارهٔ ۱۲۶ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
  3. شمارهٔ ۱۲۷تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
  4. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجانبه اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  5. شمارهٔ ۱۲۹شبی در خاطرم زلف تو آمد
  6. شمارهٔ ۱۳۰خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جانمهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  8. شمارهٔ ۱۳۲شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.