پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری

طغرل احراری

غزلیات

۲۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  2. شمارهٔ ۱۸۲ بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  3. شمارهٔ ۱۸۳ با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  4. شمارهٔ ۱۸۴ آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
  5. شمارهٔ ۱۸۵ می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
  6. شمارهٔ ۱۸۶ یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
  7. شمارهٔ ۱۸۷ ز خون دیده من نامه به یار نویس
  8. شمارهٔ ۱۸۸ گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
  9. شمارهٔ ۱۸۹ گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باش
  10. شمارهٔ ۱۹۰ چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
  11. شمارهٔ ۱۹۱ بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
  12. شمارهٔ ۱۹۲ هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
  13. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جان شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
  14. شمارهٔ ۱۹۴ ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
  15. شمارهٔ ۱۹۵ اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
  16. شمارهٔ ۱۹۶ هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
  24. شمارهٔ ۲۰۴ تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
  25. شمارهٔ ۲۰۵ گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
  26. شمارهٔ ۲۰۶ بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  27. شمارهٔ ۲۰۷ هر کس که دارد یک دلبر فیض
  28. شمارهٔ ۲۰۸ تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
  29. شمارهٔ ۲۰۹ بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
  30. شمارهٔ ۲۱۰ از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
  32. شمارهٔ ۲۱۲ یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
  33. شمارهٔ ۲۱۳ ای شوخ پریوشان آفاق
  34. شمارهٔ ۲۱۴ ای لعل لب تو جان عاشق
  35. شمارهٔ ۲۱۵ دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  36. شمارهٔ ۲۱۶ اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  37. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جان حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  38. شمارهٔ ۲۱۸ مرا شوریست بر سر از غم دل
  39. شمارهٔ ۲۱۹ بلند است از فلک مأوای بیدل
  40. شمارهٔ ۲۲۰ خوشا روزی که از مضمون طغرل
  41. شمارهٔ ۲۲۱ عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  44. شمارهٔ ۲۲۴ لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
  45. شمارهٔ ۲۲۵ گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
  46. شمارهٔ ۲۲۶ بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
  47. شمارهٔ ۲۲۷ ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
  48. شمارهٔ ۲۲۸ در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
  49. شمارهٔ ۲۲۹ تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
  50. شمارهٔ ۲۳۰ بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
  51. شمارهٔ ۲۳۱ برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  52. شمارهٔ ۲۳۲ کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ - فیض‌الله‌جان فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ نوبهار ایجادم رونق حمل دارم

متن اشعار به نقل از گنجور.