پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری

طغرل احراری

غزلیات

۲۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجان بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جان حجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
  6. شمارهٔ ۲۴۶ ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  7. شمارهٔ ۲۴۷ بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  8. شمارهٔ ۲۴۸ به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  9. شمارهٔ ۲۴۹ ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  10. شمارهٔ ۲۵۰ هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  11. شمارهٔ ۲۵۱ حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
  12. شمارهٔ ۲۵۲ چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
  14. شمارهٔ ۲۵۴ ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ نشئه از میخانه تحقیق می‌خواهد دلم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ آبله شد سد ره منزلم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ناله همان به که ز دل سر کنم
  20. شمارهٔ ۲۶۰ چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  21. شمارهٔ ۲۶۱ بیا ای باعث شور جنونم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جان عشق تو بلای جان و دینم
  23. شمارهٔ ۲۶۳ من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجان عارضت آفتاب می‌گویم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم
  26. شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جان حلاوت در دلم از عشق جانان
  27. شمارهٔ ۲۶۷ مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن
  28. شمارهٔ ۲۶۸ زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  29. شمارهٔ ۲۶۹ در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  30. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جان با برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  32. شمارهٔ ۲۷۲ سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  33. شمارهٔ ۲۷۳ تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  34. شمارهٔ ۲۷۴ آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  35. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جان تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
  36. شمارهٔ ۲۷۶ شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون
  37. شمارهٔ ۲۷۷ به یاد خنده آن لعل میگون
  38. شمارهٔ ۲۷۸ بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
  39. شمارهٔ ۲۷۹ قدر مسیحا برد لعل سخندان او
  40. شمارهٔ ۲۸۰ شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
  41. شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجان سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
  42. شمارهٔ ۲۸۲ برد دلم را ز ره زلف سمن‌سای او
  43. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلی ماه تمام من که منم مستمند تو
  44. شمارهٔ ۲۸۴ دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
  45. شمارهٔ ۲۸۵ از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
  46. شمارهٔ ۲۸۶ دل پیش تو کشف راز کرده
  47. شمارهٔ ۲۸۷ ای عشق بلای جان شدستی
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  49. شمارهٔ ۲۸۹ یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
  50. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخارایی آن روز وعده تو سرآمد نیامدی
  51. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدر عارضت خورشید اوج دلبری
  52. شمارهٔ ۲۹۲ با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده‌ای؟!

متن اشعار به نقل از گنجور.