پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی

سلمان ساوجی

غزلیات

۳۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ تا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ تا زماه طلعتت، طرف نقاب، افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ روزی از رویت، مگر طرف نقاب، افتاده است
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ خواب مستی کرده چشمت، در خمار افتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ نه ز احوال دل بی‌خبرانت، خبری است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ بویی از خاک رهت، همره باد سحری است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ مشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ باز جانم، هدف تیر کمان ابرویی است
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ جان من می‌رقصد از شادی، مگر یار آمده‌ست
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ در ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ عاشقان را شوق مستی، از شرابی دیگرست
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ دل ز جا برخاست ما را، وصل او بر جا نشست
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ درون، ز غیر بپرداز و ساز، خلوت دوست
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ مشک ریزان می‌جهد، باد صبا از کوی دوست
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ هست آرام دل، آن را که دلارامی هست
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ بی‌وفا می‌خواندم، آن بی‌وفا، پیداست کیست
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ شب فراق تو را روز وصل، پیدا نیست
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ بیمار غمت را به جز از صبر دوا نیست
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ داغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ چشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ عاشق سرمست را، با دین و دنیا کار نیست
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ می‌کشم دردی که درمانیش، نیست
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ بهار باغ و گل امروز، گوییا خوش نیست
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ دل می‌خرد حبیب و مرا این متاع نیست
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ درد عشق تو که جز جان منش، منزل نیست
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ خسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ سرو را، پیش قدت، منصب بالایی نیست
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ هر که چون سروم، گل اندامی نداشت
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ تیر خدنگ غمزه‌ات، از جان ما گذشت
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ چند گویم در فراقت کآبم از سر گذشت؟
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ بر دل من تا خیال آن پری پیکر، گذشت
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ هر که با، عشق آشنا شد، زحمت جان، برنتافت
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ دل، در برم گرفت و پی یار من برفت
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ بر سر کوی غمش، بی سروپا باید رفت
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ باز دل سودای آن زنجیر مو، از سر گرفت
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ سر، در رهش، نهادم و کاری به سر، نرفت
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ آمد به برج عاشقان، ماه مبارک منزلت
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ هر آن حدیث که از عشق می‌کنند، روایت
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ ای جهان را چو مه عید، مبارک رویت
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ آن پری چهره که ما را نگران می‌دارد
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ بیا که ملک جمال تو را، زوال مباد
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ تشنه خود را دمی، لعل تو، آبی نداد
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتد
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، می‌افتد
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجد
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ هر دمم، چهره به خون مژه، تر می‌گردد
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ ترک چشم تو، که با تیر و کمان می‌گردد

متن اشعار به نقل از گنجور.