پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی

سلمان ساوجی

غزلیات

۳۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱ ای نسیم صبح بوی جانفزا می‌آوری
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲ رفتی از دست من ای یار و نه آن شهبازی
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳ ز سودای رخ و زلفش، غمی دارم شبانروزی
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴ صنما مرده آنم که تو جانم باشی
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵ گراز دور الستت هست جامی باقی ای ساقی
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶ تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷ ای مه برا شبی خوش، ناز و عتاب تا کی؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸ نه در کوی تو می‌یابم مجالی
  9. غزل شمارهٔ ۳۶۹ جز باد همدمی نه که با او زنم دمی
  10. غزل شمارهٔ ۳۷۰ سوز تو کجا گیرد، در خرمن هر خامی؟
  11. غزل شمارهٔ ۳۷۱ ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی
  12. غزل شمارهٔ ۳۷۲ همرنگ رویش در چمن، گل یاسمن گردیدمی
  13. غزل شمارهٔ ۳۷۳ رسولا، خدا را به جایی که دانی
  14. غزل شمارهٔ ۳۷۴ هر که از روی تواضع بنهد پیشانی
  15. غزل شمارهٔ ۳۷۵ بازا که بی حضورت، خوش نیست زندگانی
  16. غزل شمارهٔ ۳۷۶ تو در خواب خوشی، احوال بیماران چه می‌دانی؟
  17. غزل شمارهٔ ۳۷۷ به صنوبر قد دلکشش اگر ای صبا گذری کنی
  18. غزل شمارهٔ ۳۷۸ می‌آیی و دمی دو سه در کار می‌کنی
  19. غزل شمارهٔ ۳۷۹ گفتم: خیال وصلت گفتا: بخواب بینی
  20. غزل شمارهٔ ۳۸۰ تو را وقتی رسد صوفی که با جانانه بنشینی
  21. غزل شمارهٔ ۳۸۱ گلرخا برخیز و بنشان سرو را بر طرف جوی
  22. غزل شمارهٔ ۳۸۲ مبارک منزلی، کانجا فرود آید چو تو ماهی
  23. غزل شمارهٔ ۳۸۳ مکن عیب من مسکین اگر عاشق شدم جایی
  24. غزل شمارهٔ ۳۸۴ کشیده کار ز تنهایم به شیدایی
  25. غزل شمارهٔ ۳۸۵ چشم داریم که دلبستگی بنمایی
  26. غزل شمارهٔ ۳۸۶ تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی
  27. غزل شمارهٔ ۳۸۷ هزارت دیده می‌بینم که می‌بینند هر سویی

متن اشعار به نقل از گنجور.