پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من دارد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ چه غم آن مهر پیکر از چنان و از چنین دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ مردی که در این ره، دل آگاه ندارد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ سفر هوشوران زود تمامی دارد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ هر که دارد صنمی جور و جفایی دارد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ سرمه کی طاقت آن چشم پر از ناز آرد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ جهان تو را به سر انکسار می آرد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
  10. شمارهٔ ۲۵۰ ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ در خاطری که آن بت عیار بگذرد
  12. شمارهٔ ۲۵۲ آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
  13. شمارهٔ ۲۵۳ از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  16. شمارهٔ ۲۵۶ نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
  19. شمارهٔ ۲۵۹ کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
  22. شمارهٔ ۲۶۲ موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ نی همین در نی از آن لب ناله حسرت می‌خورد
  24. شمارهٔ ۲۶۴ آنچه قسمت کرده هرکس روزی خود می‌خورد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می‌خورد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ همت چو دست گیرد رطل گران توان زد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
  30. شمارهٔ ۲۷۰ اگر تو را هوس آیینه دار برخیزد
  31. شمارهٔ ۲۷۱ مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ تا چون نیم به لب، لب جانان نمی‌رسد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
  36. شمارهٔ ۲۷۶ شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد
  37. شمارهٔ ۲۷۷ به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
  39. شمارهٔ ۲۷۹ مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
  40. شمارهٔ ۲۸۰ اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
  42. شمارهٔ ۲۸۲ می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ سیلی که در این راه گذر داشته باشد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ کسی گرد کوی تو گردیده باشد
  46. شمارهٔ ۲۸۶ به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ نقاش طرح صورت آن را چسان کشد
  49. شمارهٔ ۲۸۹ از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
  50. شمارهٔ ۲۹۰ از خود گذشته منت دوران نمی کشد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد
  55. شمارهٔ ۲۹۵ به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ ز هجرش جان به کار آمد نیامد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
  59. شمارهٔ ۲۹۹ خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
  60. شمارهٔ ۳۰۰ دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند

متن اشعار به نقل از گنجور.