پرش به محتوای اصلی
کوهی

کوهی

غزلیات

۲۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ روی آن ماه چو خورشید عیانست ای دل
  2. شمارهٔ ۱۸۲ از روی حسن معنی جانرا بتی است مایل
  3. شمارهٔ ۱۸۳ خسبیده چند مانی در جامه خواب غافل
  4. شمارهٔ ۱۸۴ بیجان و تن دلم شد با وصل یار واصل
  5. شمارهٔ ۱۸۵ من درد کش باده صهبای الستم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ دلبرا جانب ارباب وفا بگشا چشم
  7. شمارهٔ ۱۸۷ حرف اسرار ازل بر دل خود خوانا چشم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ گرچه چون پروانه از شمع وصالت سوختم
  9. شمارهٔ ۱۸۹ ترک سودای دین و دنیا کن
  10. شمارهٔ ۱۹۰ بسته ام زنار کبری بر میان
  11. شمارهٔ ۱۹۱ کشف شد اسرار پیدا و نهان
  12. شمارهٔ ۱۹۲ چه حکمت بود ما را آفریدن
  13. شمارهٔ ۱۹۳ خط ریحان تو از نسترن آمد بیرون
  14. شمارهٔ ۱۹۴ سلام الله ای خورشید تابان
  15. شمارهٔ ۱۹۵ یار چون از زلف کج آویخت ما را سرنگون
  16. شمارهٔ ۱۹۶ او در اعیان ثابت و اعیان در او
  17. شمارهٔ ۱۹۷ دلا از خویش شو پنهان و میرو
  18. شمارهٔ ۱۹۸ مرکز عرش است دل خال سیه همتای او
  19. شمارهٔ ۱۹۹ لن تنالوا البر حتی تنفقوا
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بیا ای دوست دیداری از این سو
  21. شمارهٔ ۲۰۱ کوته نمی شود سخن ما به گفتگو
  22. شمارهٔ ۲۰۲ تا به گرد گل ز سنبل زلف پیدا کرده‌ای
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دیده ام در دل و جان روی تو را دزدیده
  24. شمارهٔ ۲۰۴ زلفت گشاده عنبر سارا گره گره
  25. شمارهٔ ۲۰۵ بگذر از فکر و ذکر و اندیشه
  26. شمارهٔ ۲۰۶ هست اوجان من وجان همه
  27. شمارهٔ ۲۰۷ بلبل و قمری و کبک و فاخته
  28. شمارهٔ ۲۰۸ مه ما هست چارده ساله
  29. شمارهٔ ۲۰۹ سلطان عشق خیمه چو در لامکان زده
  30. شمارهٔ ۲۱۰ دلم از درد تو فریاد برآورد که آه
  31. شمارهٔ ۲۱۱ آفتاب منی و ماه همه
  32. شمارهٔ ۲۱۲ برآمد آفتاب روی آن ماه
  33. شمارهٔ ۲۱۳ آتش عشق بتان هر دو جهان را سوخته
  34. شمارهٔ ۲۱۴ بر تو باد ای جان که دل داری نگاه
  35. شمارهٔ ۲۱۵ آفتاب لایزال است او و عالم همچو ماه
  36. شمارهٔ ۲۱۶ بر دوخت دلم ز ما سوالله
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دلا چون محرم روز الستی
  38. شمارهٔ ۲۱۸ دوش از صومعه در میکده رفتم سحری
  39. شمارهٔ ۲۱۹ نعره زن مرغ سحر گفت بباد سحری
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ز حد نه فلک تا گاه و ماهی
  41. شمارهٔ ۲۲۱ آشکارا و نهان ماتوئی
  42. شمارهٔ ۲۲۲ در تو حیرانم که چونم ساختی
  43. شمارهٔ ۲۲۳ آفتابی و ماه می طلبی
  44. شمارهٔ ۲۲۴ در فنای فقر دیرینم توئی
  45. شمارهٔ ۲۲۵ زلف را تا بر مه رو در نقاب انداختی
  46. شمارهٔ ۲۲۶ باده را نشأیست روحانی
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گفت رحمان با حمد عربی
  48. شمارهٔ ۲۲۸ از قدم تا فرق زیبا آمدی
  49. شمارهٔ ۲۲۹ نمود صبح سعادت ز غیب دیداری
  50. شمارهٔ ۲۳۰ روی چو آفتاب و مه داری
  51. شمارهٔ ۲۳۱ هست گردانید ما را از جهان نیستی
  52. شمارهٔ ۲۳۲ گر شبی آنماه با زلف پریشان آمدی
  53. شمارهٔ ۲۳۳ هر دم بشکل دیگر دید ار مینمائی
  54. شمارهٔ ۲۳۴ ای که منظور و برخود ناظری
  55. شمارهٔ ۲۳۵ باد و گیسوی سیاه عنبری

متن اشعار به نقل از گنجور.