پرش به محتوای اصلی
کوهی کوهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

گفت رحمان با حمد عربی

سبقت رحمتی علی غضبی

ساخت کارش مسبب الاسباب

دل او ساخت پیشه بی سببی

باده روح را بجان مینوش

دل قدح دان چو شیشه حلبی

نور پاکت ز نور احمد دان

نفس کافر ز فعل بو لهبی

چون جگر شد کباب ز آتش عشق

خون دل خور چو باده عنبی

کوهیا در صفات و ذات قدیم

بوده‌ای پیشتر ز ام و ابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹نمود صبح سعادت ز غیب دیداری
  2. شمارهٔ ۲۳۰روی چو آفتاب و مه داری
  3. شمارهٔ ۲۳۱هست گردانید ما را از جهان نیستی
  4. شمارهٔ ۲۳۲گر شبی آنماه با زلف پریشان آمدی
  5. شمارهٔ ۲۳۳هر دم بشکل دیگر دید ار مینمائی
  6. شمارهٔ ۲۳۴ای که منظور و برخود ناظری
  7. شمارهٔ ۲۳۵باد و گیسوی سیاه عنبری
همه‌ی غزلیات ←

کوهی درباره‌ی کوهی

«کوهی» شاعری متعلق به قرن نهم قمری به بعد است که دیوان وی به اشتباه به «باباکوهی شیرازی» عارف قرن چهار و پنج هجری قمری نسبت داده شده است (در این مورد مقالهٔ بررسی شخصیت ابن باکویهٔ شیرازی به قلم محمدعلی جانی‌پور را ببینید). وی در اشعار خود گاهی «کوهی» و گاهی «انسان» تخلص می‌کرده است. مطابق استقصای شادروان علامه قزوین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.