پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ امشب که چشم من به ته پای او بخفت
  2. شمارهٔ ۳۰۲ آب حیات من که نم از من دریغ داشت
  3. شمارهٔ ۳۰۳ زیر کله نمونه روی تو مه نداشت
  4. شمارهٔ ۳۰۴ ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
  5. شمارهٔ ۳۰۵ آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست
  6. شمارهٔ ۳۰۶ ماییم کافتاب غلام جمال ماست
  7. شمارهٔ ۳۰۷ ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
  8. شمارهٔ ۳۰۸ از لعل آتشین تو دل کان آتش است
  9. شمارهٔ ۳۰۹ از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
  10. شمارهٔ ۳۱۰ باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  11. شمارهٔ ۳۱۱ یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
  12. شمارهٔ ۳۱۲ لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
  13. شمارهٔ ۳۱۳ گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
  14. شمارهٔ ۳۱۴ آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
  15. شمارهٔ ۳۱۵ از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
  16. شمارهٔ ۳۱۶ من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
  17. شمارهٔ ۳۱۷ ای آفتاب تافته از روی انورت
  18. شمارهٔ ۳۱۸ گیرم که نیست پرسش آزادگان فنت
  19. شمارهٔ ۳۱۹ ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
  20. شمارهٔ ۳۲۰ ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
  21. شمارهٔ ۳۲۱ ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
  22. شمارهٔ ۳۲۲ رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت
  23. شمارهٔ ۳۲۳ مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
  24. شمارهٔ ۳۲۴ مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت
  25. شمارهٔ ۳۲۵ چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
  26. شمارهٔ ۳۲۶ شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
  27. شمارهٔ ۳۲۷ هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
  28. شمارهٔ ۳۲۸ کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
  29. شمارهٔ ۳۲۹ شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
  30. شمارهٔ ۳۳۰ چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست
  31. شمارهٔ ۳۳۱ مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست
  32. شمارهٔ ۳۳۲ بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
  33. شمارهٔ ۳۳۳ کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت
  34. شمارهٔ ۳۳۴ سپیده دم که زمانه ز رخ نقاب انداخت
  35. شمارهٔ ۳۳۵ چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
  36. شمارهٔ ۳۳۶ رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت
  37. شمارهٔ ۳۳۷ کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
  38. شمارهٔ ۳۳۸ نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست
  39. شمارهٔ ۳۳۹ ترا به دین و دیانت درون بپاید راست
  40. شمارهٔ ۳۴۰ هلال عید جهان را به نور خویش آراست
  41. شمارهٔ ۳۴۱ بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست
  42. شمارهٔ ۳۴۲ بهار غالیه در دامن صبا سوده ست
  43. شمارهٔ ۳۴۳ بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست
  44. شمارهٔ ۳۴۴ مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
  45. شمارهٔ ۳۴۵ رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
  46. شمارهٔ ۳۴۶ هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
  47. شمارهٔ ۳۴۷ شوق توام باز گریبان گرفت
  48. شمارهٔ ۳۴۸ جان که چنین تب کش سودای تست
  49. شمارهٔ ۳۴۹ آنکه دلم شیفته روی اوست
  50. شمارهٔ ۳۵۰ حسن تو کاندیشه به کارش گم است
  51. شمارهٔ ۳۵۱ شاخ گل از نسیم جلوه گر است
  52. شمارهٔ ۳۵۲ دامن گل ز ابر پر گهر است
  53. شمارهٔ ۳۵۳ شب گذشته ست و اول سحر است
  54. شمارهٔ ۳۵۴ موی را نیست این میان که تراست
  55. شمارهٔ ۳۵۵ هر که در پیش چشم روشن ماست
  56. شمارهٔ ۳۵۶ عشق اگر چه نشان بخت بد است
  57. شمارهٔ ۳۵۷ با غمت شادی جهان هوس است
  58. شمارهٔ ۳۵۸ این جفا کارییت که نو به نو است
  59. شمارهٔ ۳۵۹ رخ تو نور دیده قمر است
  60. شمارهٔ ۳۶۰ تن پاکت که زیر پیرهن است

متن اشعار به نقل از گنجور.