پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

آب حیات من که نم از من دریغ داشت

خاک رهش شدم، قدم از من دریغ داشت

من هر شبی نشسته ز هجرش به روز غم

او پرسشی به روز غم، از من دریغ داشت

گه گه به بوی او شدمی زنده پیش ازین

آن نیز باد صبحدم از من دریغ داشت

گشتم ز فرق تا به قدم حلقه چون رکاب

وان شهسوار من قدم از من دریغ داشت

بر دیگران نوشت بسی نامه وفا

بر حاشیه سلام هم از من دریغ داشت

صد دوست بیش کشت، نه من نیز دوستم

آخر چه شد که این کرم از من دریغ داشت

من در سر قلم زدم آتش ز دود آه

او دوده سر قلم از من دریغ داشت

کاغذ مگر نماند که آن ناخدای ترس

از نوک خامه یک رقم از من دریغ داشت

کردند اگر وفا کم و گر بیش نیکوان

او هر چه هست بیش و کم از من دریغ داشت

خسرو چگونه بند کند صبر را که یار

مویی ز زلف خم به خم از من دریغ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
  2. شمارهٔ ۳۰۵آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست
  3. شمارهٔ ۳۰۶ماییم کافتاب غلام جمال ماست
  4. شمارهٔ ۳۰۷ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
  5. شمارهٔ ۳۰۸از لعل آتشین تو دل کان آتش است
  6. شمارهٔ ۳۰۹از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
  7. شمارهٔ ۳۱۰باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  8. شمارهٔ ۳۱۱یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.