پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست

وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست

باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست

باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست

از خون نشان تازه همی بینمش به لب

تا خود که بازگشته و آن خود نشان کیست

می گفت دی که بر من آواره برگذشت

کافگار کرد پای من این استخوان کیست

شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب

من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست

خون می رود ز دیده و جان می رود ز تن

آن زخمها ز غمزه نامهربان کیست

این سوزشی که در دل آواره من است

داغ کسی ست، لیک ندانم از آن کیست

ای باد، اگر برای من آورده ای پیام

بار دگر بگو به خدا از زبان کیست

جانا، اگر شبی دهنت بر دهن نهم

خود را به خواب ساز و مگو کاین دهان کیست

بیدار از آنست مه که به شب پاسبان تست

خسرو که خواب می نکند پاسبان کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
  2. شمارهٔ ۳۱۴آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
  3. شمارهٔ ۳۱۵از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
  4. شمارهٔ ۳۱۶من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
  5. شمارهٔ ۳۱۷ای آفتاب تافته از روی انورت
  6. شمارهٔ ۳۱۸گیرم که نیست پرسش آزادگان فنت
  7. شمارهٔ ۳۱۹ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
  8. شمارهٔ ۳۲۰ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.