پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ای آفتاب تافته از روی انورت

وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت

شکل صنوبر قد تو چون پدید شد

بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت

خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر

باید نسیمی از سر زلف معنبرت

موی تو سر به سر همه مشک است و هر دمی

از نافه پوست باز کند مشک اذفرت

ای کوه حلم،حلم ترا چون بدید کوه

بی سنگ شد ز غیرت ذات موقرت

تاصیبت گوهر تو به دست صدف فتاد

دریا تمام آب شد از شرم گوهرت

سرگشته اند خاک تراخسروان دهر

زان خاک گشت خسرو بیچاره بر درت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
  2. شمارهٔ ۳۲۰ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
  3. شمارهٔ ۳۲۱ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
  4. شمارهٔ ۳۲۲رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت
  5. شمارهٔ ۳۲۳مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
  6. شمارهٔ ۳۲۴مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت
  7. شمارهٔ ۳۲۵چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
  8. شمارهٔ ۳۲۶شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.