پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت

غمت درونه جان خراب را بگرفت

چگونه خواب برد دیده را ز هجرانش

چنین که خون جگر جای آب را بگرفت

گرفت خط لب چون آب زندگانی او

بسان سبزه که لبهای آب را بگرفت

سؤال کردم بوسی از آن لب چو شکر

سخن در آمد و راه جواب را بگرفت

ز غیرت رخ او آفتاب خواست ز چرخ

فرو فتد، که ذنب آفتاب را بگرفت

رواست گر بزند خیمه بر فلک خسرو

که آن کمند چو مشکین طناب را بگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت
  2. شمارهٔ ۳۲۵چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
  3. شمارهٔ ۳۲۶شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
  4. شمارهٔ ۳۲۷هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
  5. شمارهٔ ۳۲۸کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
  6. شمارهٔ ۳۲۹شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
  7. شمارهٔ ۳۳۰چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۱مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.