پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت

مرا شکنجه آن جعد همچو مار بکشت

سوار می شد و یک شکل و صد هزار نظر

هم اولین نظرم شکل آن سوار بکشت

مگر که باد صبا برد رخش گلگونش

که جان سوختگان را چراغ وار بکشت

طلب که می کند امروز خون من که مرا

کمان عشق به پیکان آبدار بکشت

به آشکار و نهان چونکه ز آن خویشم دید

نهانیم بر خود خواند و آشکار بکشت

هزار بار، ازان ترک خیره کش، فریاد

که همچو من نه یکی بلکه صد هزار بکشت

چو ماهیی که در افتد به دام خسرو را

به قید زلف در افگند و زار زار بکشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
  2. شمارهٔ ۳۲۷هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
  3. شمارهٔ ۳۲۸کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
  4. شمارهٔ ۳۲۹شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
  5. شمارهٔ ۳۳۰چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۱مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست
  7. شمارهٔ ۳۳۲بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۳کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.