پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت

شبی نرفت که بر جان ما بلا نگذشت

مرا ز عارض او دیر شد گلی نشکفت

چو گلبنی که بر او هیچ گه صبا نگذشت

گذشت در دل من صد هزار تیر جفا

که هیچ در دل آن یار بی وفا نگذشت

مسیح من چو مرادم نداد، جان دادم

ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت

بریخت چشم مرا آب آن بت بدخوی

چه آب ریختگی کان به روی ما نگذشت

کبوتری نبرد سوی دوست نامه من

کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت

چه سود ملک سلیمانت، خسروا، به سخن

چو هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
  2. شمارهٔ ۳۲۶شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
  3. شمارهٔ ۳۲۷هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
  4. شمارهٔ ۳۲۸کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
  5. شمارهٔ ۳۲۹شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
  6. شمارهٔ ۳۳۰چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست
  7. شمارهٔ ۳۳۱مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۲بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.