پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

لعل لبت به چاشنی از انگبین به است

رشک رخت به نازکی از یاسمین به است

وه فرق در میان تو و آفتاب چیست

دید آسمان به سوی تو و گفت این به است

در باغ سرو راست بسی دیده ام، ولی

چیزی که سرور است همین راستین به است

بی شمع خویش روشنی خانه بایدم

آتش درون زنید که روشن چنین به است

ماییم سر زده قلمی کز پی خطش

نامه سیاه پیرهنی کاغذین به است

از آب تیغ، شسته شود هر گنه که هست

بر جرم عشق غمزه آن نازنین به است

ای شوخ تا تو در دل من جای کرده ای

این است دوزخی که ز خلد برین به است

یک تلخی آرزوست من تلخ عیش را

آلوده لبت، که ز صد انگبین به است

گفتی تنت نگون و دلت خونست، خسروا

ما را همین نگینه بر انگشترین به است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
  2. شمارهٔ ۳۱۵از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
  3. شمارهٔ ۳۱۶من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
  4. شمارهٔ ۳۱۷ای آفتاب تافته از روی انورت
  5. شمارهٔ ۳۱۸گیرم که نیست پرسش آزادگان فنت
  6. شمارهٔ ۳۱۹ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
  7. شمارهٔ ۳۲۰ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
  8. شمارهٔ ۳۲۱ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.