پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است

چون باد صبح کرد غم آباد کاینات

بسیار جسته ایم، دلی شادمان کم است

جز سیل غم نبارد ازین سقف نیلگون

مسکین کسی که ساکن این سبز طارم است

جز خون دل مدام نباشد شراب او

هر جا یکی فقیر در اطراف عالم است

اهل تمیز خوار و حقیرند نزد خلق

جاهل به نزد خویش به غایت مسلم است

چشم طرب چگونه توان داشتن ز چرخ

کاین خیره گرد نیز ز اصحاب ماتم است

زابنای روزگار وفایی ندید کس

رحمت بر آن کسی که به ایشان نه همدم است

حقا که یک پیاله دردی و پای خم

خوشتر بسی ز جام و سراپرده جم است

خسرو، برو، به کنج قناعت قرار گیر

می نوش و سر متاب ز یاری که محرم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
  2. شمارهٔ ۳۱۶من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
  3. شمارهٔ ۳۱۷ای آفتاب تافته از روی انورت
  4. شمارهٔ ۳۱۸گیرم که نیست پرسش آزادگان فنت
  5. شمارهٔ ۳۱۹ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
  6. شمارهٔ ۳۲۰ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
  7. شمارهٔ ۳۲۱ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
  8. شمارهٔ ۳۲۲رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.