پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

زیر کله نمونه روی تو مه نداشت

کس ماه را نمونه به زیر کله نداشت

بگرفت چارسوی رخت زلف و هیچ وقت

یک شب جهان چو روی تو در چارده نداشت

در ضبط آفتاب نشد ملک نیم روز

کز زلف عنبرین تو قیر سیه نداشت

دوش آتشی به سینه همی زد هوای تو

بگریخت اشک و سوخته شد دل چو ره نداشت

خونم بخورد و چشم تو لب تر نکرد، ازآنک

دود دگر نوشت و خط تو نگه داشت

با این همه وفای تو دارد میان جان

دل خود ز دست رفت، چو او کس نگه داشت

از خون نوشته ام به دو رخ ماجرای عشق

از بس که در سفینه دل جایگه نداشت

یک وعده تو در حق خسرو به سر نشد

گویی که باد بود که بار گنه نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست
  2. شمارهٔ ۳۰۶ماییم کافتاب غلام جمال ماست
  3. شمارهٔ ۳۰۷ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
  4. شمارهٔ ۳۰۸از لعل آتشین تو دل کان آتش است
  5. شمارهٔ ۳۰۹از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
  6. شمارهٔ ۳۱۰باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  7. شمارهٔ ۳۱۱یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
  8. شمارهٔ ۳۱۲لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.