پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست

دزدیده زان نگار خبر ده که تا کجاست

گر هیچ در رهی گذرانش رسیده ای

یک ره ازان سوار خبر ده که تا کجاست

من همچو گل بسوختم از آفتاب غم

آن سرو سایه دار خبر ده که تا کجاست

من ز آب دیده شربت غم نوش می کنم

آن لعل خوشگوار خبر ده که تا کجاست

خونم ز غم چو نافه بماند اندرون پوست

آن زلف مشکبار خبر ده که تا کجاست

جانم چو سرمه سوده شد از سنگ آرزو

آن چشم پر خمار خبر ده که تا کجاست

ای پیک تیز رو، برو، آن یار را بپرس

کز من برفت یار، خبر ده که تا کجاست

ای مرغ نامه بر، پر تو گر نوشته شد

باز آی زینهار خبر ده که تا کجاست

خسرو که این حدیث ز یاری شنیده ای

بر پر، وزان دیار خبر ده که تا کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶ماییم کافتاب غلام جمال ماست
  2. شمارهٔ ۳۰۷ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
  3. شمارهٔ ۳۰۸از لعل آتشین تو دل کان آتش است
  4. شمارهٔ ۳۰۹از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
  5. شمارهٔ ۳۱۰باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  6. شمارهٔ ۳۱۱یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
  7. شمارهٔ ۳۱۲لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
  8. شمارهٔ ۳۱۳گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.