پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

از لعل آتشین تو دل کان آتش است

زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است

بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وار

کان روی تو نه روی گلستان آتش است

سرگشته عاشق از تو، بگو، گوی چون برد

دل اسپ روم و روی تو میدان آتش است

دی تیر می گشادی و می سوختی مرا

بر تیر نی ز غمزه و پیکان آتش است

این تن که سوز عشق برآورد داد از او

کشتی چوب بر سر طوفان آتش است

خسرو، تنی چو کاه و فراقی درونه سوز

درویش خانه از خس و باران آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  2. شمارهٔ ۳۱۱یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
  3. شمارهٔ ۳۱۲لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
  4. شمارهٔ ۳۱۳گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
  5. شمارهٔ ۳۱۴آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
  6. شمارهٔ ۳۱۵از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
  7. شمارهٔ ۳۱۶من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
  8. شمارهٔ ۳۱۷ای آفتاب تافته از روی انورت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.