پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

ماییم کافتاب غلام جمال ماست

صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست

روشن که می نماید از آیینه سپهر

آن آفتاب نیست، خیال جمال ماست

تا چشم اختران نرسد در کمال ما

چرخ کبود پرده عین الکمال ماست

در پیش ما بهای جهان است کنجدی

آن نیست کنجد و اگر آن هست، خال ماست

از عشق ما کسی نزید وانکه می زید

از کاهلی غمزه مردم شکال ماست

عاشق کشیم و سایه رحمت نیفگنیم

کاین مرحمت به مذهب خوبان وبال ماست

عشاق پیش ما دو جهان می کشند، لیک

این پیشکش چه در خور عز و جلال ماست

آن عاشقی که گشت گم اندر خیال او

او خود نماند، وانکه بود هم خیال ماست

خاک تنی که پخته شد از سوز ما، درو

هم خون او خوریم چو می، کان سفال ماست

پامال گشت در ره ما خسرو و دیت

او را همین بس است که او پایمال ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸از لعل آتشین تو دل کان آتش است
  2. شمارهٔ ۳۰۹از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
  3. شمارهٔ ۳۱۰باز آن حریف بر سر سودای دیگرست
  4. شمارهٔ ۳۱۱یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
  5. شمارهٔ ۳۱۲لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
  6. شمارهٔ ۳۱۳گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
  7. شمارهٔ ۳۱۴آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
  8. شمارهٔ ۳۱۵از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.