پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟

که بر نشانه دل‌های عاشقان انداخت

شمایل قد رعنا و طبع موزونت

هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت

کمال حسن تو جایی رسید در عالم

که خلق را به دو خورشید در گمان انداخت

وفا و مهر تو، ای یار بی وفا، ما را

جدا ز خدمت یاران و دوستان انداخت

به هر نفس غم عشقت هزار تیر بلا

به نزد خسرو مسکین ناتوان انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
  2. شمارهٔ ۳۳۸نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست
  3. شمارهٔ ۳۳۹ترا به دین و دیانت درون بپاید راست
  4. شمارهٔ ۳۴۰هلال عید جهان را به نور خویش آراست
  5. شمارهٔ ۳۴۱بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست
  6. شمارهٔ ۳۴۲بهار غالیه در دامن صبا سوده ست
  7. شمارهٔ ۳۴۳بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست
  8. شمارهٔ ۳۴۴مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.