پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

بهار غالیه در دامن صبا سوده ست

به بوستان ز گل و لاله توده بر توده ست

ز ششرم بخشش ابر آفتاب رخ بنهفت

چنان که پیش کسی پیش روی بنموده ست

میان غنچه و گل هیچ کس نمی گنجد

مگر صبا که بسی در میانشان بوده ست

بیار باده پیمانه گران، که به عمر

کسی که باده نخورده ست، باد پیموده ست

بریز خون صراحی که این جهان صد خون

بریخته ست که دستش گهی نیالوده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
  2. شمارهٔ ۳۴۵رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
  3. شمارهٔ ۳۴۶هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
  4. شمارهٔ ۳۴۷شوق توام باز گریبان گرفت
  5. شمارهٔ ۳۴۸جان که چنین تب کش سودای تست
  6. شمارهٔ ۳۴۹آنکه دلم شیفته روی اوست
  7. شمارهٔ ۳۵۰حسن تو کاندیشه به کارش گم است
  8. شمارهٔ ۳۵۱شاخ گل از نسیم جلوه گر است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.