پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

آنکه دلم شیفته روی اوست

شیفته تر می کندم این چه خوست؟

دوش بگفتم که دهانیت نیست

گفت که بسیار درین گفتگوست

به که رخ از خلق بپوشد، ازآنک

دیده بد آفت روی نکوست

هستی من رفت و خیالش نماند

این که تو بینی نه منم، بلکه اوست

عاشقم، ار گریه کنم عیب نیست

آب که بر روی من است آب جوست

بس که دل گمشده جویم به خاک

قامت من بین که چگونه دو توست

ترک جهان بینیم با وصل یار

کار جهان بین که چها آرزوست

خسرو از این گونه که در خود گم است

عاقبتش در طلب و جستجوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱شاخ گل از نسیم جلوه گر است
  2. شمارهٔ ۳۵۲دامن گل ز ابر پر گهر است
  3. شمارهٔ ۳۵۳شب گذشته ست و اول سحر است
  4. شمارهٔ ۳۵۴موی را نیست این میان که تراست
  5. شمارهٔ ۳۵۵هر که در پیش چشم روشن ماست
  6. شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است
  7. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  8. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.