پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

با غمت شادی جهان هوس است

شادی من همین غم تو بس است

از دهان تو چون نفس نزنم

مر مرا بیم تنگی نفس است

نیم خال لب توام بکشد

زهر اگر خود همه پر مگس است

از سر خشم، اگر بخایی لب

بر لبت بوسه دادنم هوس است

گر کسی بردر تو جوید بار

چند گویی که بار او چه بس است

همه شب گرد کوی او گردم

هر که بیند گمانش برعسس است

بنده خسرو به ناله در ره عشق

کاروان غم ترا جرس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  2. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  3. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  4. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  5. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
  6. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
  7. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
  8. شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره می‌گفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.